امروز و ساعت دقیقه می باشد.
  • تاریخ انتشار خبر : شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ | کد خبر : 49423 | نویسنده : مدیر
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • سیب عشاق یا «عاشیق آلماسی»

  • دسته بندی مطلب : اخبار اهر و منطقه ارسباران , اخبار برگزیده , اخبار منتخب , اخبار گردشگری , ارسباران , خبر ویژه | تعداد بازدیدها : 115 بازدید نفر


  • سیب عشاق یا «عاشیق آلماسی»
    نوشته ای ازدکتر بهرام امیر احمدیان/دکتر بهرام امیراحمدیان

     


    در ادبیات شفاهی آذربایجان و بیشتر در شعر و آواز، میوه سیب جایگاهی ویژه دارد. آنجایی که خواننده یک بایاتی(دوبیتی آذری) بسیار دلنشین را در سبک سنتی «شکسته قره باغ» می خواند:
    آلما آلدیم نار گلدی
    کوینک آلدیم دار گلدی
    دیوارا کولگه دوشدو
    ائله بیلدیم یار گلدی.
    ترجمه:
    سیب پرتاب کردم انار آمد(اشاره به پرتاب سیب از سوی داماد بسوی عروس)
    پیراهن خریدم تنگ بود
    سایه ای بر دیوار افتاد
    گمان کردم یار بود
    یا در جایی دیگر خواننده ای دیگر می خواند:
    آلمانی آتدیم خارالا
    قالدی سارالا سارالا
    آی نازلی یاریم، آی گول یاناقلی، گلین هارالیسان
    اوزی گویچک آدی گویچ هارا مارالیسان.
    در آذربایجان دو سیب جالب محلی و بومی وجود دارد یکی سیب زنوز(زنوز آلماسی)، دیگر عاشیق آلماسی. عاشیق آلماسی داستانی دارد دل انگیز. هر که عاشق است این سیب را به معشوق می دهد.
    زادگاه اصلی و منشاء سیب، شهر آلماتی(پایتخت سابق قزاقستان) در آسیای مرکزی است. آلماتی لغتی ترکی و به معنی «سرزمین سیب» است.

     

    در سفری که در سال ۲۰۰۵ با پرفسور ماکرون استرالیایی در جنوب آلماتی به شهر «بالیقچی»(در دوره شوروی نام ان را روسی کرده «ریباچیه=Ribach-ye » می گفتند) در شمال دریاچه ایسیک کول(دریاچه گرم) در قرقیزستان داشتیم، از این سیبها در میانه پاییز در پایان ماه اکتبر زنان روستایی در کنار جاده عرضه می کردند. سیب را در سطل های حلبی انباشته بودند و به قیمتی ناچیز عرضه می کردند. زنانی با پوشاک محلی قرقیزی. خدا آباد کند آن باغ سیب باغداری را که کام ما را معطر کرد. پروفسور ماکرون یاد آور شد که اینجا سرزمین سیب است.

    روسها که منطقه اسیای مرکزی را در نیمه دوم سده نوزده تسخیر کردند نام آلماتی را به «آلما آتا» تبدیل کردند که حسب دستور زبان روسی به این شکل درآمد. آان گاه ترک زبانان می پنداشتند که اینجا «آلما= سیب+ آتا=پدر» و در جمع به معنی «پدر سیب» است. ولی در اصل و در ریشه همان آلماتی است. در زبان ترکی پایانه «تی» به دنبال اسم به معنی سرزمین است یا متصف به نام.

     

    ما در آذربایجان کوهی داریم به نام «قافلانتی=قافلان=تی» (قافلان به معنی پلنگ و تی یعنی سرزمین یا قلمرو و در جمع به معنی سرزمین پلنگ. هر چند همه پلنگها را نابود و نسل آن را برکندیم. گویا در سرزمین خدا آنها جا را برای زیست م تنگ کرده بودند. بگذریم. «قافلانتی» بعدها دگرگون شده و فارسی آن به معنی قافلانکوه بکار برده شده است که نادرست است. در ترکی با افزودن «تی» به اسم از آن صفت می سازیم. آغینتی یعنی لبنیات. آفارتی یعنی سپیدی. قارانتی یعنی سیاهی. سیغینتی یعنی کمبود و الخ. پس آلماتی یعنی سرزمین سیب.

    سیب پس از هزاران سال کشت در آسیا و اروپا، توسط مهاجران اروپایی به آمریکای شمالی برده شد. اکنون در جنگلهای کانادا می توان گونه های سیب وحشی را یافت. من خود بارها از این سیبهای وحشی در جنگلهای کاناد چیده و مزه آن را چشیده ام. سیب در سطح گسترده ای در مناطق جنوبی کانادا و در ایالات متحده پرورش داده می شود. شهر میامی در آمریکا سرزمین سیب است یعنی آنجا هم آلماتی دارد. سیب در برخی فرهنگ‌ها از اهمیت مذهبی و اساطیری بالایی برخوردار است، از جمله فرهنگ اهالی اسکاندیناوی، یونان و مسیحیان اروپایی قدیم.

    سیب همچنین در فرهنگ ایرانی، یکی از سین‌های اصلی سفره هفت‌سین است. ولی سیب اصیل را که در زادگاهش در آلماتی و پیرامون آن دیدم و مزه کردم چیزی دیگر بود. سرخ و سفید و زرد و نوارهای رنگ سرخ به اندازه دوبرابر سیبهای بومی ایران و دارای مزه ای میخوش و آبدار و در عین حال نرم و خوش مزه. باید عاشق باشی تا سیب عشاق یا عاشیق آلماسی را درک کرده باشی.

    در مراسمات عروسی های سنتی در روستاهای آذربایجان، پس از پایان شب عروسی، عروس را سوار بر اسب به خانه داماد می برند و همراهان با ساز و سرنا و دهل او را همراهی می کنند. هنگامی که عروس به نزدیکی خانه بخت می رسد، داماد به بالای بام برآمده و سیب سرخی را (که پیشتر چاک چاک کرده اند) به زیر پای عروس پرتاب می کند. سیب نماد عشق است و تکه تکه شدن آن به معنای این است که ذوج جوان از هم سیر نخواهند شد و با این کار عشق و محبت می پراکنند در بین خویشان.

    رمزی نهفته است در این قاچ قاچ کردن سیب. در ترانه محلی آذربایجانی شاعر و نوازنده دست بدست هم داده و سروده و خوانده اند و می خوانند:
    آچ خورجونو
    کس آلمانی
    وئر یارا دیلیم دیلیم دیلیم.
    ترجمه:
    بگشا خورجینت را
    سیب را برش بده
    و به یارت قاچ قاچ سیب را هدیه کن.
    این چه رمزی است که نمی خواهد سیب را یک تکه بدهد؟ دانی تو از برای چیست؟ رمزی است در آن باید بپرسی از مردان عاشق و پیرانسپید موی سرد و گرم چشیده و از نوعروسانی که آن را چشیده و دیده اند و از زنان سپید گیسوی و مادران کهنسال که عمود خیمه ایل و تبارند. هر کس نمی تواند بگوید رمز عاشیق آلماسی چیست.

     

     
    سیب در اشعار کلاسیک و شعر فولکلوریک مردم آذربایجان جایگاه ویژ ای دارد. شادروان شهریار در منظومه ماندگار «حیدبابایه سلام» (قطعه ۲۵) در باره کاربرد سیب در مراسم عروسی قطعه زیر را سروده است:
    حیدر بابا کندین تویون توتاندا
    قیز گلین لر حنا، پیلته ساتاندا
    بیگ گلینه دامدان آلما آتاندا
    منیمده او قزلاریند گوزوم وار
    عاشیقلارین سازلاریندا سوزیم وار
    ترجمه:
    حیدر بابا وقتی ده را هلهله عروسی آکنده می سازد
    نو عروسانت فتیله حنا را بین دوستان توزیع و چشم روشنی دریافت می کنند
    داماد روستا زیر پای عروس سیب سرخ از پشت بام پرتاب می کند
    منهم چشمم بدنبال آن دختران زیبا روی است
    و در ساز عاشوق ها، سخن ها با تو دارم
    به این سیب در ترکی آذری «عاشیق آلماسی» (سیب عشاق)می گویند. در همدان در عروسی ها هنگامی که عروس به خانه بخت می رود داماد بر بام خانه رفته و از آنجا سیب بروی عروس پرتاب می کند و همراهان داماد از پایین صدا می زنند:
    . . . جان زود برو بان
    سیبارو بنشان زود بیا پاین
    سیب میوه بهشت است و از این رو در فرهنگها مختلف دارای ارزشی والاست.
    در ترانه های معروف آذری سیب جای ویژه ای دارد.
    مثلی انگلیسی که می گوید: «یک سیب در روز پزشک را از شما دور نگه می دارد» (به سخنی دیگر اگر در روز یک سیب بخورید از پزشک بی نیاز می شوید).

    و اما داستان من و عاشیق آلماسی:
    در آغاز پاییز سال ۱۳۵۶ هنگامی که پس از یک ماموریت اداری از اهر به تبریز می رفتم در غرب شهر اهر در بستر رود «اهر چایی» باغ سیبی بود که خداوند باغ در حال چیدن سیب بود. به باغ اندر شدم و از او سیب خواستم. به وی پیشنهاد دادم که دو برابر قیمت سیب را پرداخت می کنم اگر اجازت دهد خودم سیب دلخواهم را بچینم. پذیرفت ولی از من خواست که شاخه ها را نشکنم و به دقت سیب بچینم. پذیرفتم.

    جعبه ای چوبی فراهم آورد. سیبها از سرخی به سیاهی می زد. همان سیبهای معروف«عاشیق آلماسی» معروف آذربایجان بود. در برخی شاخه ها که سیب ها در معرض نور شدید آفتاب بودند آنجایی که پهنای برگ بر بدنه سیب مماس بود نور خورشید نفوذ نکرده و به اندازه سطح برگ رنگ قرمز نگرفته و سیب ابلق مانده بود. منظره ای بس زیبا داشت. این سیب های عاشق را بدلخواه چیدم و یک جعبه انباشتم. پول سیب را پرداختم و بسوی تبریز روانه شدم.

     

    عاشق بودم و نامزدم در تهران بود. هر یک از این سیبها را به عشق او از شاخه چیده بودم. باید آنها را به او می رساندم. در خانه دوش گرفتم و رخت نو پوشیدم و بسوی فرودگاه تبریز روانه شدم. غروب بود. در صف انتظار ایستادم. خوشبختانه هواپیمای ایران ایر جایی برای مسافر در ره مانده داشت. بلیت گرفتم و روانه شدم. فردای آن روز عاشیق آلماسی را به نامزدم رساندم و گفتم که هر یک ازین سیبها به عشق او چیده شده است. همه سیب های عاشقان را تقدیم او کردم. امروز چهل سال از آن می گذرد. اگرچه به اهر دسترسی ندارم ولی امروز این سیب را خریدم و به عشق آن روز با خود به او تقدیم کردم.

    پس از آنکه واریته های خارجی سیب از جمله سیب پرمحصول معروف به «سیب لبنانی» باغات ما را انباشت آن عطر سیب عشاق و آن مزه غریب سیب های اهر و زنوز در خاطره ها ماند و شاید فراموش شد. ولی من عطر و خاطره سیب اهر را در دفتر خاطره هایم و در خانه اول خاطره هایم حفظ کرده ام.

    در اینجا برای حسن ختام شعر زیبای حمید مصدق در باره سیب را از زبان جوانی شیدا می آورم:
    تو به من خندیدی و نمی دانستی
    من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید
    غضب آلود به من کرد نگاه
    سیب دندان زده از دست تو افتادبه خاک
    و تو رفتی و هنوز،
    سالهاست که در گوش من آرام آرام
    خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
    که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

    نظرات کاربران در مورد "سیب عشاق یا «عاشیق آلماسی»"
  • ارسال پیامک

    ارسال انبوه پیامک تبلیغاتی09144261077


    www.shahryarsms.ir

  • چاپ نایلکس تبلیغاتی

    برای اولین بار در ارسباران09144261077


    http://www.aharnoma.ir/