امروز و ساعت دقیقه می باشد.
  • تاریخ انتشار خبر : پنجشنبه 14 Nov 2013 | کد خبر : 2482 | نویسنده : مدیریت
  • تعداد نظرات : 0 نظر
  • در آستانه 24 آبان دومین سالگشت درگذشت استاد عباس بارز

  • دسته بندی مطلب : اخبار اهر و منطقه ارسباران , ارسباران , عمومی | تعداد بازدیدها : 312 بازدید نفر
  • استاد بارز منتقد بود

    در آستانه 24 آبان دومین سالگشت درگذشت استاد عباس بارز

     

    بارز در قفس زمان و مكان خود نمي گنجيد. بارز زمان شناس بود. بارز شخصيت ادبي ابعادي داشت. آثارش را كه بخوانيم، در مي يابيم كه؛ « وطن»، « زبان»، « دين» و « عشق» اساسي ترين كليدواژه هاي « بارز» هستند و خود در گفتگو با نشريه گويا ( شهريور 1384) گفته است؛ « زندگي نكرده ام، مگر به عشق سه اصل؛ دين، وطن و زبان».

    اين عشق شاعر ساز

    بارز از 16 سالگي شروع مي شود آن گاه كه «عشق»ي زميني تلنگري بر او مي زند و او را بيدار مي كند. عشقي كه؛ « حكيم نباتي»، « عندليب قراجه داغي»، « شهريار» و بسياري چون اين ها را اسير كرد. دختري كه تيري در قلب بارز نشاند و رفت و بارز ماند و تقلايي دراز. به راستي كه ادبيات ما چه قدر مديون اين « عشق» است. صحنه اي تراژیک كه شكارچي، شكار زخمي خود را وا مي گذارد. وجه مشترك اكثريت شعرا همين است. همچنان كه سيف اله دلخون ( هم ديار بارز در اهر) منظومه ي قره قيه سلام ( نخستين نظيره بر حيدربابايه سلام ) را مديون همين عشق است و همان رُخ نمودن و پرهيز كردن معشوق. اما زمان به درازا مي كشد تا شاعرِ مصدوم، خون دل خورد و عشقش عمق و اوج يابد. بارز، خود در ائل داياقينا سلام ( 1346) گويد؛ « … من نيز به يكي از دختران اين قريه ( آی پیرزن) كه سيماي معصوم و دلاويزش طراوت گلهاي بهاري را داشت، نرد عشق باختم و براهش دين و دل دادم و از تأثير همين عشق كيمياگر بود كه يكدفعه نهال سرسبز طبعم گُل كرد و از آن تاريخ شاعر شدم».  يا در گفتگو با نشريه گويا ( 1384) و در پاسخ به سؤال؛ « نخستين جرقه هاي شعري چگونه و چه زماني در شما ايجاد شد؟»، از اين عشقِ زمينيِ شاعر ساز مي گويد؛« 16 ساله بودم كه با طلوع عشقي زميني آن هم در محيط بسته و سنتي روستايي اين افيون الهي با روح و جان من درآميخت و اين بود كه شب ها در دايره تخليم سماع كلمات را به تماشا مي نشستم و شعر در من زاده مي شد».  

    طي مرحله از « مهجور» تا « بارز»

    عباس اسلامي خود گفته است كه از 16 سالگي شعر گفتن را آغاز كرده است. تخلص شعري او ابتدا «‌مهجور» بود و چند شعر از او در هفته نامه شهاب اهر ( 1332 ـ 1331) با نام « ع. مهجور» به چاپ رسيده و عبارت « شاعر روستايي» نيز اين نام را همراهي كرده است. او در « ائل داياقينا سلام» و در بيوگرافي اش نيز گفته است كه به « شاعر روستائي ارسباران معروفم».

    نظیره ی« ائل داياقينا سلام » اثر استاد بارز، در سال 1346 به چاپ رسيده است. اشعار اين منظومه اما آن طور كه در مقدمه به آن اشاره شده در سال 1333 سروده شده اند. در اين منظومه كه در واقع نظيره اي بر « حيدربابايه سلام » شهريار است،‌ شاعر هرجا خواسته نامي از خود بياورد، از تخلص « بارز» استفاده كرده است. نتيجه اين كه عباس اسلامي تا سال 1332 تخلص « مهجور» داشته است. به عبارتي عباس اسلامي كه در سال 1300 به دنيا آمده و از سال 1316 شعر گفتن را آغاز كرده تا سال 1332 به مدت 16 سال با تخلص « مهجور» شعر گفته است. از آن زمان تا زمان درگذشت ( سال 1390) به مدت 57 سال با تخلص « بارز» شعر گفته است.

    منتقدِ معتقد

    بارز، شاعري « منتقد» بود و « نقد» در جاي جاي آثارش به ايفاي نقش مي پردازد. سه مجموعه ي انتقادي از بارز در سال 1353 و 1354 با عناوين « خورتان گلير »، « جن گيرلريمز» و « ترياكي لر» توسط كتاب فروشي « اميد يزداني»  به چاپ رسيده كه روي جلدشان، اشعار موجود را« انتقادي، فكاهي، اخلاقي و اجتماعي» ناميده است. اشعار اين مجموعه ها به زبان تركي سروده شده اما چند شعر به زبان فارسي نيز در آن وجود دارد. يكي از ويژگي های بارز، زمان شناسي و روش شناسي اوست و به عبارتي زبان و روش شعري متناسب با زمان را به خوبي تشخيص و به كار گرفته است. اين اشعار در اواخر حكومت پهلوي منتشر شده اند و آيينه ي تمام نماي جامعه ي آن روز است. بارز زبان طنزآلود و انتقادي را براي طرح مسائل در آن زمان مناسب تشخيص داده و از آن بهره جسته است.

    هدف « عباس بارز» از سرودن اين اشعار « اندرز» بوده و خود او با آوردن  بيت « دهد اندرز و پند مشفقانه / ترا بارز به اشعار و ترانه » در روی جلد اين سه مجموعه، اين نكته را گواهي مي دهد.

    بارز در اين مجموعه ها از گراني و گرانفروشي، فقر و نداري، تقلب و ريا،‌ غفلت و ناداني، باورهاي غلط و خرافات، فسق و فجور، بخل و عداوت، بي رحمي و بي شرمي، جهالت و ناداني، شرارت و قساوت، ظاهرسازي و مقدس مآبي، جن گيري و طالع بيني و… سخن باز مي كند. گاهي زبان شعر صريح و جدي است و جوهري از طنز در آن به چشم نمي خورد.

    در  جايي از شعر « ظاهرسازلار» كه بر مقدس مآبي مي تازد، مي گويد؛ « نه ربا آل حاجي قارداش نه ده بو مكيه گئت».

    و گاه تا آن جا از قالب كلي اين آثار زاويه مي گيرد كه رنگ آه و ناله و شكوه و شكايت به خود مي گيرد. خود او در جايي از اين آثار با مصراع « بارزين شعري باشدان باشه آه و ناله دير»، همين مسئله را نمایان می سازد. بارز در برخي از اشعار خود به زبان گوياي جامعه تبديل مي شود و آثارش به بيدادنامه و شكوائيه مبدل مي شود. او با اين آثار، خود را وجدان بيدار جامعه نشان مي دهد. كسي كه بر عليه كجي ها و غفلت ها و سقوط اخلاق در جامعه مي شورد.

    بارز در انتقاد از مسائل روز جامعه، تنها به شرح « چگونگي» بسنده نمي كند و اغلب سعي مي كند به « علت »‌ ها هم نگاهي بيندازد. برای نمونه وي در شرح گراني ها گريزي هم به علل آن مي زند و مي گويد:

    كيمدي يانسين حالنه ايندي بو يوخسول ملتين

    كيمدي بو يوخسوللوقون تاپسون اساسي علتين

    ايسته سم شرح ايليم بو علتين كيفيتين

    ايليم اول گرگ ترك سر و جان آي كيشي

    غصه دن باغريم اولوب واللهي بريان آي كيشي

    بارز در اين مجموعه ها، دم دست ترين چيزها را براي سخن گفتن با جامعه، همكلام خويش مي سازد.

    او در شعري با عنوان « ساري ياغ » كه اوايل دهه پنجاه سروده شده، چنين مي گويد:

    دويولنده قاپي ائوده خانيمين رنگي قاچار

    بو جهتدن كه مبادا گله مهمان ساري ياغ

    كهنه بارداقلارا باخدوقجا غميم تازه لنور

    نه اولا بيرده گوريديم سني ارزان ساري ياغ

    سني بير حاله سالوبلار كه گورنلر تانومور

    بو اولان آدلاري ظاهرده مسلمان ساري ياغ

    داد اليندن بو تقلبچي اولان شخصلرين

    كه نه دين وار بو لعينلرده نه ايمان ساري ياغ

    مسلماً روي آوردن شاعر به زبان طنز كه مي خواهد واقعيت ها را با رمز و كنايه و ايما و اشاره به مخاطب برساند، نتيجه ي وجود خفقان در جامعه است و بارز در برخي از آثار به چنين وضعيتي انگشت گذاشته است.

    اشعار انتقادي و نقد بارز به اين مجموعه ها محدود نمي شود و حتي كتاب « ياسلي ساولان»‌ نيز كم از اين اشعار ندارد.

    شعري از بارز با عنوان « شهله نير» در كتاب « ياسلي ساوالان » ( 1379) به چاپ رسيده كه به زيباترين و استادانه ترين شكل، وجود خفقان را به تصوير كشيده است. اين شعر تيرماه سال 1356 ( اواخر حكومت پهلوي ) سروده شده است.

     ديليم دوداغيما دئينمير سؤزون

    گؤزده اؤز قونشوسو قاشدان شهله نير

    بدن دوغرانسادا باشين يولوندا

    يئنه ده گؤز كيمي باشدان شهله نير

    ياخشيليق دفترين بوكوب روزگار

    يامانليق فخر اولوب، پيس ليك اعتبار

    بئله ياشايشين نه معناسي وار

    داغدا قوينونداكي داشدان شهله نير

    چن باسيب، داغلارين گورونمور باشي

    ايچيلير ايچگي تك قانلي گؤز ياشي

    قارداشدان ديسكينير اوز قان قارداشي

    آشپز پيشيرديگي آشدان شهله نير

    منطق عسگرلری دوزولوب صفه

    اونلاردان سان گورو ژنرال فلسفه

    دوزلوک دکور کیمی قویولوب رفه

    ای کاش دییه ن کونول کاشدان شهله نیر

    استاد بارز در منظومه ي « ائل داياقينا سلام » اگرچه همچون شهريار به تورق آلبوم خاطرات دوران كودكي مي پردازد و روزهاي خوش و ناخوش را بازخواني مي كند اما گاه زبان به « نقد» و « پند» نيز مي گشايد. براي مثال؛

    ائل داياقي دنيا گئچوب گئدندي

    وال دولته بئل باغلاماق ندندي

    توپراق آلتدا بوتون باشدي بدندي

    عاقل اولان پيسليك ائتمك دونيادا

    آخير بير گون مكافات وار هر زادا

    شعر بلند « نه دانیشیم نه یازیم » با ترجیع بند « بئله یئرده نه دانیشیم نه یازیم» که از اشعار 1356 استاد بارز است، تصویری از خفقان در انتهای حکومت استبدادی پهلوی به دست می دهد.

    بیر یئرده کی قان ایچنلر قان آلیر

    جلاد گلیر گوناهسیزدان جان آلیر

    بیر یئرده کی اجل بیزدن سان آلیر

    بئله یئرده نه دانیشیم نه یازیم

    بیر یئرده کی انصاف اورا دولانماز

    پناهسیزا هئچکس پناه اولانماز

    بیر یئرده کی یاسلی ساچین یولانماز

    بئله یئرده نه دانیشیم نه یازیم

    بیر یئرده کی توز باسیب دیر سازلاری

    بوغازلاردا بوغوبلار آوازلاری

    بیر یئرده کی قیش ائدیبلر یازلاری

    بئله یئرده نه دانیشیم نه یازیم

    از دیگر اشعار بارز که در مجموعه ی « یاسلی ساوالان » آمده است، اشاره به شعر « قلم » نیز خالی از لطف نیست. این شعر نیز در سال 1355 سروده شده است.

    گوزلریندن توکولن قان یاشا باخ مظلومین

    ظالمین ظلمینی افشا ائله ای اودلو قلم

    در این گفتار بُعدی از ابعاد استاد بارز مورد مداقه قرار گرفت و می شود از زوایا و رویکردهای متعدد بر آثار او نظر کرد و سخن گفت.

    اکنون « ائل دایاقی» که فرزند شاعر خویش را در آغوش دارد، از فرادست، چشم بر اهر دارد و می داند که دومین سالگرد بارز نیز چنان نخواهد شد که می باید.

    عصر حاضر سنه شاعیر دئیه بیلمز « بارز»

    ساخلا اوز عصرینه بو پاره له نن اوراقی                                                                                       جعفر خضوعي

    ابر چسب ها :
    نظرات کاربران در مورد "در آستانه 24 آبان دومین سالگشت درگذشت استاد عباس بارز"

    نظرات

  • ارسال پیامک

    ارسال انبوه پیامک تبلیغاتی09144261077


    www.Aharnoma.ir

  • تبلیغات متنی

    تلفن سفارش آگهی09144261077


    www.Aharnoma.ir