امروز و ساعت دقیقه می باشد.
  • تاریخ انتشار خبر : پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۲ | کد خبر : 2482 | نویسنده : مدیریت
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • در آستانه ۲۴ آبان دومین سالگشت درگذشت استاد عباس بارز

  • دسته بندی مطلب : اخبار اهر و منطقه ارسباران , ارسباران , عمومی | تعداد بازدیدها : 293 بازدید نفر
  • استاد بارز منتقد بود

    در آستانه ۲۴ آبان دومین سالگشت درگذشت استاد عباس بارز

     

    بارز در قفس زمان و مکان خود نمی گنجید. بارز زمان شناس بود. بارز شخصیت ادبی ابعادی داشت. آثارش را که بخوانیم، در می یابیم که؛ « وطن»، « زبان»، « دین» و « عشق» اساسی ترین کلیدواژه های « بارز» هستند و خود در گفتگو با نشریه گویا ( شهریور ۱۳۸۴) گفته است؛ « زندگی نکرده ام، مگر به عشق سه اصل؛ دین، وطن و زبان».

    این عشق شاعر ساز

    بارز از ۱۶ سالگی شروع می شود آن گاه که «عشق»ی زمینی تلنگری بر او می زند و او را بیدار می کند. عشقی که؛ « حکیم نباتی»، « عندلیب قراجه داغی»، « شهریار» و بسیاری چون این ها را اسیر کرد. دختری که تیری در قلب بارز نشاند و رفت و بارز ماند و تقلایی دراز. به راستی که ادبیات ما چه قدر مدیون این « عشق» است. صحنه ای تراژیک که شکارچی، شکار زخمی خود را وا می گذارد. وجه مشترک اکثریت شعرا همین است. همچنان که سیف اله دلخون ( هم دیار بارز در اهر) منظومه ی قره قیه سلام ( نخستین نظیره بر حیدربابایه سلام ) را مدیون همین عشق است و همان رُخ نمودن و پرهیز کردن معشوق. اما زمان به درازا می کشد تا شاعرِ مصدوم، خون دل خورد و عشقش عمق و اوج یابد. بارز، خود در ائل دایاقینا سلام ( ۱۳۴۶) گوید؛ « … من نیز به یکی از دختران این قریه ( آی پیرزن) که سیمای معصوم و دلاویزش طراوت گلهای بهاری را داشت، نرد عشق باختم و براهش دین و دل دادم و از تأثیر همین عشق کیمیاگر بود که یکدفعه نهال سرسبز طبعم گُل کرد و از آن تاریخ شاعر شدم».  یا در گفتگو با نشریه گویا ( ۱۳۸۴) و در پاسخ به سؤال؛ « نخستین جرقه های شعری چگونه و چه زمانی در شما ایجاد شد؟»، از این عشقِ زمینیِ شاعر ساز می گوید؛« ۱۶ ساله بودم که با طلوع عشقی زمینی آن هم در محیط بسته و سنتی روستایی این افیون الهی با روح و جان من درآمیخت و این بود که شب ها در دایره تخلیم سماع کلمات را به تماشا می نشستم و شعر در من زاده می شد».  

    طی مرحله از « مهجور» تا « بارز»

    عباس اسلامی خود گفته است که از ۱۶ سالگی شعر گفتن را آغاز کرده است. تخلص شعری او ابتدا «‌مهجور» بود و چند شعر از او در هفته نامه شهاب اهر ( ۱۳۳۲ ـ ۱۳۳۱) با نام « ع. مهجور» به چاپ رسیده و عبارت « شاعر روستایی» نیز این نام را همراهی کرده است. او در « ائل دایاقینا سلام» و در بیوگرافی اش نیز گفته است که به « شاعر روستائی ارسباران معروفم».

    نظیره ی« ائل دایاقینا سلام » اثر استاد بارز، در سال ۱۳۴۶ به چاپ رسیده است. اشعار این منظومه اما آن طور که در مقدمه به آن اشاره شده در سال ۱۳۳۳ سروده شده اند. در این منظومه که در واقع نظیره ای بر « حیدربابایه سلام » شهریار است،‌ شاعر هرجا خواسته نامی از خود بیاورد، از تخلص « بارز» استفاده کرده است. نتیجه این که عباس اسلامی تا سال ۱۳۳۲ تخلص « مهجور» داشته است. به عبارتی عباس اسلامی که در سال ۱۳۰۰ به دنیا آمده و از سال ۱۳۱۶ شعر گفتن را آغاز کرده تا سال ۱۳۳۲ به مدت ۱۶ سال با تخلص « مهجور» شعر گفته است. از آن زمان تا زمان درگذشت ( سال ۱۳۹۰) به مدت ۵۷ سال با تخلص « بارز» شعر گفته است.

    منتقدِ معتقد

    بارز، شاعری « منتقد» بود و « نقد» در جای جای آثارش به ایفای نقش می پردازد. سه مجموعه ی انتقادی از بارز در سال ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ با عناوین « خورتان گلیر »، « جن گیرلریمز» و « تریاکی لر» توسط کتاب فروشی « امید یزدانی»  به چاپ رسیده که روی جلدشان، اشعار موجود را« انتقادی، فکاهی، اخلاقی و اجتماعی» نامیده است. اشعار این مجموعه ها به زبان ترکی سروده شده اما چند شعر به زبان فارسی نیز در آن وجود دارد. یکی از ویژگی های بارز، زمان شناسی و روش شناسی اوست و به عبارتی زبان و روش شعری متناسب با زمان را به خوبی تشخیص و به کار گرفته است. این اشعار در اواخر حکومت پهلوی منتشر شده اند و آیینه ی تمام نمای جامعه ی آن روز است. بارز زبان طنزآلود و انتقادی را برای طرح مسائل در آن زمان مناسب تشخیص داده و از آن بهره جسته است.

    هدف « عباس بارز» از سرودن این اشعار « اندرز» بوده و خود او با آوردن  بیت « دهد اندرز و پند مشفقانه / ترا بارز به اشعار و ترانه » در روی جلد این سه مجموعه، این نکته را گواهی می دهد.

    بارز در این مجموعه ها از گرانی و گرانفروشی، فقر و نداری، تقلب و ریا،‌ غفلت و نادانی، باورهای غلط و خرافات، فسق و فجور، بخل و عداوت، بی رحمی و بی شرمی، جهالت و نادانی، شرارت و قساوت، ظاهرسازی و مقدس مآبی، جن گیری و طالع بینی و… سخن باز می کند. گاهی زبان شعر صریح و جدی است و جوهری از طنز در آن به چشم نمی خورد.

    در  جایی از شعر « ظاهرسازلار» که بر مقدس مآبی می تازد، می گوید؛ « نه ربا آل حاجی قارداش نه ده بو مکیه گئت».

    و گاه تا آن جا از قالب کلی این آثار زاویه می گیرد که رنگ آه و ناله و شکوه و شکایت به خود می گیرد. خود او در جایی از این آثار با مصراع « بارزین شعری باشدان باشه آه و ناله دیر»، همین مسئله را نمایان می سازد. بارز در برخی از اشعار خود به زبان گویای جامعه تبدیل می شود و آثارش به بیدادنامه و شکوائیه مبدل می شود. او با این آثار، خود را وجدان بیدار جامعه نشان می دهد. کسی که بر علیه کجی ها و غفلت ها و سقوط اخلاق در جامعه می شورد.

    بارز در انتقاد از مسائل روز جامعه، تنها به شرح « چگونگی» بسنده نمی کند و اغلب سعی می کند به « علت »‌ ها هم نگاهی بیندازد. برای نمونه وی در شرح گرانی ها گریزی هم به علل آن می زند و می گوید:

    کیمدی یانسین حالنه ایندی بو یوخسول ملتین

    کیمدی بو یوخسوللوقون تاپسون اساسی علتین

    ایسته سم شرح ایلیم بو علتین کیفیتین

    ایلیم اول گرگ ترک سر و جان آی کیشی

    غصه دن باغریم اولوب واللهی بریان آی کیشی

    بارز در این مجموعه ها، دم دست ترین چیزها را برای سخن گفتن با جامعه، همکلام خویش می سازد.

    او در شعری با عنوان « ساری یاغ » که اوایل دهه پنجاه سروده شده، چنین می گوید:

    دویولنده قاپی ائوده خانیمین رنگی قاچار

    بو جهتدن که مبادا گله مهمان ساری یاغ

    کهنه بارداقلارا باخدوقجا غمیم تازه لنور

    نه اولا بیرده گوریدیم سنی ارزان ساری یاغ

    سنی بیر حاله سالوبلار که گورنلر تانومور

    بو اولان آدلاری ظاهرده مسلمان ساری یاغ

    داد الیندن بو تقلبچی اولان شخصلرین

    که نه دین وار بو لعینلرده نه ایمان ساری یاغ

    مسلماً روی آوردن شاعر به زبان طنز که می خواهد واقعیت ها را با رمز و کنایه و ایما و اشاره به مخاطب برساند، نتیجه ی وجود خفقان در جامعه است و بارز در برخی از آثار به چنین وضعیتی انگشت گذاشته است.

    اشعار انتقادی و نقد بارز به این مجموعه ها محدود نمی شود و حتی کتاب « یاسلی ساولان»‌ نیز کم از این اشعار ندارد.

    شعری از بارز با عنوان « شهله نیر» در کتاب « یاسلی ساوالان » ( ۱۳۷۹) به چاپ رسیده که به زیباترین و استادانه ترین شکل، وجود خفقان را به تصویر کشیده است. این شعر تیرماه سال ۱۳۵۶ ( اواخر حکومت پهلوی ) سروده شده است.

     دیلیم دوداغیما دئینمیر سؤزون

    گؤزده اؤز قونشوسو قاشدان شهله نیر

    بدن دوغرانسادا باشین یولوندا

    یئنه ده گؤز کیمی باشدان شهله نیر

    یاخشیلیق دفترین بوکوب روزگار

    یامانلیق فخر اولوب، پیس لیک اعتبار

    بئله یاشایشین نه معناسی وار

    داغدا قوینونداکی داشدان شهله نیر

    چن باسیب، داغلارین گورونمور باشی

    ایچیلیر ایچگی تک قانلی گؤز یاشی

    قارداشدان دیسکینیر اوز قان قارداشی

    آشپز پیشیردیگی آشدان شهله نیر

    منطق عسگرلری دوزولوب صفه

    اونلاردان سان گورو ژنرال فلسفه

    دوزلوک دکور کیمی قویولوب رفه

    ای کاش دییه ن کونول کاشدان شهله نیر

    استاد بارز در منظومه ی « ائل دایاقینا سلام » اگرچه همچون شهریار به تورق آلبوم خاطرات دوران کودکی می پردازد و روزهای خوش و ناخوش را بازخوانی می کند اما گاه زبان به « نقد» و « پند» نیز می گشاید. برای مثال؛

    ائل دایاقی دنیا گئچوب گئدندی

    وال دولته بئل باغلاماق ندندی

    توپراق آلتدا بوتون باشدی بدندی

    عاقل اولان پیسلیک ائتمک دونیادا

    آخیر بیر گون مکافات وار هر زادا

    شعر بلند « نه دانیشیم نه یازیم » با ترجیع بند « بئله یئرده نه دانیشیم نه یازیم» که از اشعار ۱۳۵۶ استاد بارز است، تصویری از خفقان در انتهای حکومت استبدادی پهلوی به دست می دهد.

    بیر یئرده کی قان ایچنلر قان آلیر

    جلاد گلیر گوناهسیزدان جان آلیر

    بیر یئرده کی اجل بیزدن سان آلیر

    بئله یئرده نه دانیشیم نه یازیم

    بیر یئرده کی انصاف اورا دولانماز

    پناهسیزا هئچکس پناه اولانماز

    بیر یئرده کی یاسلی ساچین یولانماز

    بئله یئرده نه دانیشیم نه یازیم

    بیر یئرده کی توز باسیب دیر سازلاری

    بوغازلاردا بوغوبلار آوازلاری

    بیر یئرده کی قیش ائدیبلر یازلاری

    بئله یئرده نه دانیشیم نه یازیم

    از دیگر اشعار بارز که در مجموعه ی « یاسلی ساوالان » آمده است، اشاره به شعر « قلم » نیز خالی از لطف نیست. این شعر نیز در سال ۱۳۵۵ سروده شده است.

    گوزلریندن توکولن قان یاشا باخ مظلومین

    ظالمین ظلمینی افشا ائله ای اودلو قلم

    در این گفتار بُعدی از ابعاد استاد بارز مورد مداقه قرار گرفت و می شود از زوایا و رویکردهای متعدد بر آثار او نظر کرد و سخن گفت.

    اکنون « ائل دایاقی» که فرزند شاعر خویش را در آغوش دارد، از فرادست، چشم بر اهر دارد و می داند که دومین سالگرد بارز نیز چنان نخواهد شد که می باید.

    عصر حاضر سنه شاعیر دئیه بیلمز « بارز»

    ساخلا اوز عصرینه بو پاره له نن اوراقی                                                                                       جعفر خضوعی

    ابر چسب ها :
    نظرات کاربران در مورد "در آستانه ۲۴ آبان دومین سالگشت درگذشت استاد عباس بارز"

    نظرات

  • ارسال پیامک

    ارسال انبوه پیامک تبلیغاتی09144261077


    www.Aharnoma.ir

  • تبلیغات متنی

    تلفن سفارش آگهی09144261077


    www.Aharnoma.ir